close
رزرو آنلاین هتل
تور چین
مسافر تنهایی
متن دلخواه شما
من محسن شهمرادزاده مهندس کامپیوترهستم ممنون که به وبلاگ من سرزدید
شنبه 14 دي 1392 ساعت 12:59 | بازدید : 44 | نوشته ‌شده به دست محسن شهمرادزاده | ( نظرات )

 




 
 
مسافر تنهایی

مأمون در جریان سفر اجباری امام به سوی خراسان، امام رضا علیه السلام و جمعی از بزرگان آل ابیطالب را به اجبار از مدینه فراخواند و سرانجام، جمعی از علویان آن حضرت را همراهی کردند.(1)

البته این موضوع به معنای همراهی خاندان نزدیک امام نیست؛ بلکه متون روایی ما از نیامدن خانواده و فرزند امام گزارش می دهد. امام رضا علیه السلام به حسن بن علی وشّاء فرمودند: زمانی که می خواستم از مدینه خارج شوم، خانواده ی خود را جمع کردم و از آنان خواستم که برای من گریه کنند تا صدای آنان را بشنوم. سپس گفتم: من دیگر هرگز به میان خانواده ام برنخواهم گشت.(2)

در روایتی دیگر، امام به این نکته اشاره می فرمایند که 12 هزار دینار نیز در میان آن ها تقسیم کردم و می دانستم که دیگر نزد آن ها برنخواهم گشت.(3)

امام سپس دست فرزندشان، امام جواد علیه السلام را گرفتند و او را کنار قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آوردند. دست فرزند را روی دیوار قبر گذاشتند و او را به رسول خدا صلی الله علیه و آله سپردند. امام جواد علیه السلام نیز گفتند: ای پدر، به خداوند سوگند، تو به سوی خداوند می روی.

سپس حضرت رضا علیه السلام به همه ی وکلایشان توصیه فرمودند که مطیع امام جواد باشند و با او مخالفت نکنند و امامت او را نزد اصحاب مورد اطمینان خود متذکر شوند. سپس گفتند: بعد از وفاتم، او امام شماست. و در نهایت، امام از طریق بصره عازم خراسان شدند، همانطور که مأمون خواسته بود.(4)

1. کشف الغمه، ج3، ص65
2. عیون أخبارالرضا علیه السلام، ج2، ص218
3. إثبات الوصیه، ص204
4. همان



 
 
جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت امام رضا علیه السلام از قول پدرانشان، از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: خدایا جانشینان مرا رحمت کن – این جمله را سه بار فرمود- پرسیدند: ای پیامبر خدا! جانشینان تو کیانند؟ گفت: آنان که پس از من می آیند و احادیث و سنّت مرا نقل می کنند و به دست مردمان پس از من می رسانند.(1)

نشر علم و گسترش معارف دینی؛ از اساسی ترین کارها در آیین ماست. در آموزه های دینی هدف از بعثت پیامبران؛ تعالی انسان ها و رشد و بالندگی عقل های آن هاست. پیامبر ما خود را معلم معرفی کرده است: " من برای آموزشگری فرستاده شدم آنگاه که مبعوث گشتم...(2)

این سخن را پیامبر عزیز ما در زمانی مطرح کرد که روزی از خانه بیرون آمد و به سوی مسجد رفتند، در مسجد دو گروه از مسلمانان گرد آمده بودند؛ یک گروه در مورد مباحث علمی و معارف دینی گفتگو می کردند و گروه دوم به دعا خواندن و اعمال عبادی مشغول بودند. در این هنگام با دیدن این دو گروه؛ پیامبر فرمودند: هر دو مجلس نیک است. آن گروه خدا را می خوانند، و این گروه فرا می گیرند و به نادانان می آموزند. – اما در مجموع- این گروه (آموزگاران و آموزشگران) برترند؛ چون من برای آموزش برانگیخته شدم.(3)

تاریخ تمدن اسلامی نیز صفحات درخشانی است از علم و فرهنگ در همه ی زمینه های علوم و معارف. و تا مسلمانان به این هدف اصلی نزدیک بودند، و به عمق بخشیدن به علم و دانش خود می پرداختند، در جهان تمدنی برتر بودند، و از آن هنگام که از کاروان علم و معارف دینی فاصله گرفتند، و به ظاهرِ دینی دست یازیدند، و از ریشه ها و مبانی و اصول اساسی دین غافل گشتند، و نا آگاهی و نادانی در سراسر جامعه ها گسترش یافت؛ دوران واپس گرایی و سپس سلطه پذیری آنان آغاز گشت، و تا هم اکنون نیز در بسیاری از سرزمین های اسلامی ادامه دارد. تأکید فراوان قرآن کریم و ائمه ی اطهار علیهم السلام بر فراگیری قرآن، و تدبر در آن، و شناخت ژرفای آیات الهی، و درک محتوای احادیث، و دقت در احادیث و نه صرف نقل روایت ها، به جهت رشد آگاهیِ توده های مردم در جامعه ی اسلامی است.

پیامبرِ عزیزِ ما به علم آموزان و آنان که احادیث ائمه علیهم السلام را به دیگران می آموزند، و فقهِ دین را گسترش می دهند، بالاترین مقام را داده است؛ یعنی آنان را جانشینان خود معرفی کرده است. البته روشن است که این جانشینی به معنای جانشینی که ما برای ائمه علیهم السلام قائل هستیم، نیست.

1. بحارالأنوار، ج2، ص144؛ وسائل الشیعه، ج18، ص101
2. الحیاة، ج1، ص62

3. الحیاة، ج1، ص62

منبع:وبلاگ (محسن وبلاگ)



آپلود عکس رایگان و دائمی

 

 

 
 
سفری بی بازگشت

سفر امام به ایران، سفری اجباری و بدون میل و رغبت و رضایت بود؛ و به نوعی با اِکراه و اجبارِ مأمونِ عباسی صورت گرفت. از هِروی نقل کرده اند که گفت: به خدا سوگند که رضا علیه السلام از (سرِ) میل و رغبت، این امر را نپذیرفت.(1)

حسن بن محمد قمی، دانشمند قرن چهارم، می نویسد: امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را از مدینه بیرون کردند تا به مرو رود.(2)

ابن جوزی حنبلی از عالمان قرن ششم نیز بر سفر جَبری امام اینگونه اشاره می کند: مأمون دستور بیرون آوردن ایشان را از مدینه صادر کرد.(3)

مأمون در آغاز امام را به مرکز خلافت دعوت کرد که حضرت نپذیرفتند؛ اما با فرستادن نامه های متعدد بر دعوت خود پای فشرد و سرانجام، مأمورانی را برای آوردن و همراهی امام، به مدینه فرستاد و ایشان را به مرو آورد.(4)

مورخان نیز بر احضار امام از سوی مأمون تصریح دارند.(5)

در اینجا ذکر این نکته ضروری است که امام رضا علیه السلام نیز ناخرسندی خود را از انجام دادن این سفر کتمان نکردند. مخوّل سجستانی می گوید: وقتی که امام برای وداع با پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار حرم جدّ خود ایستادند، چندین بار وداع کردند؛ سپس به سوی قبر پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشتند و با صدای بلند گریستند. نزد امام رفتم و پس از سلام، سفر ایشان را تهنیت گفتم. امام فرمودند: مرا بنگر؛ از کنار جدّم دور می شوم و در غربت جان می سپارم و در کنار هارون دفن می شوم.(6)

کنایه از اینکه این سفر تهنیت ندارد. بی شک این نوع خداحافظی و سخن گفتن، عادی نبودن و اجباری بودن این سفر را روایت می کند.

1. عیون أخبارالرضا علیه السلام، ج2، ص141
2. تاریخ قم، ص213
3. المنتظم، ج10، ص120
4. کشف الغمه، ج3، ص65
5. ابن اثیر، الکامل، ج6، ص319؛ المنتظم، ج10، ص120
6. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص217

عکسی از حرم مطهر رضوی

 
 
دینداری در دوران تنهایی

حضرت امام رضا علیه السلام از قول پدرانشان، از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: زمانی برای مردمان فرا خواد رسید، که قلب مؤمن در درونش آب می شود، چنانکه سُرب در آتش. و این به خاطر بلاها و پیشامد هایی است که در دین آنان پدید می آید، و نمی توانند آن را تغییر دهند.(1)

این دوران اکنون با تمام وجود احساس می شود، و خودی و بیگانه دارند با تیشه به ریشه ی دین می زنند. خودی – و حتی با لباس دفاع از دین در مواردی – دین را نابود می کنند، با نادانی، تفسیر غلط، و واپس گرایی، و زمان نشناسی، و بد دفاع کردن، و بد عمل کردن. و بیگانه با انواع شگردها، و ترفندها که براستی حیرت آور است. دشمن با ماهواره ها، اینترنت ها، سایت ها و ... به دورن خانه ها نفوذ کرده است، و نسل جوان ما در برابر این یورش سهمگین واکسینه نشده است، و از دین و آیین خود آگاهی ندارد. این است که هر روز خطر بی عقیدگی افزایش می یابد. روزگارِ ما دورانی است که دین نگاهداشتن در آن چون نگه داشتن آتش در کف دست است. چنانکه در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بازگو شده است که فرمود: خداوندا برادرانم را به من بنمایان. اصحاب گفتند: آیا ما برادران شما نیستیم؟ پیامبر فرمودند: نه! شما اصحاب من هستید. برادرانم مردمی در آخرالزمان هستند که به من ایمان آوردند و مرا ندیدند ... و آنان در راه حفظ دینشان چنانند که آتش در دست گرفته اند!... اینان مشعل تاریکی ها هستند.(2) تعبیر در این حدیث این است: چون کسی که حبّه آتشِ درخت شوره گز (که در شوره زارها می-روید و چوبی بسیار محکم و آتشی بسیار بادوام دارد) در کف دست گرفته باشد.

تشبیه به آتش درختِ "شوره گز کویری" در سخن پیامبر صلی الله علیه و آله این نکته را می-رساند که سختیها و دشواریهای فراوانی در ره دینداری مردمان در آخرالزمان پدید می آید، که سخت کوشیها و پایمردیها و فداکاریها و هوشیاریهای فراوانی را می طلبد.

1. وسائل الشیعه، ج11، ص411
2. بحارالأنوار، ج52، ص 123

کلیپ امام هشتم دین خدایی

شعری در مدح امام رضا علیه السلام

http://www.razavi.tv

 

آپلود عکس رایگان و دائمی

 
 

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 1
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب